سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
613
تاريخ ايران ( فارسى )
از يك قالى كرمانى برداشته شده فصل هشتاد و پنجم اولين سال جنگ بزرگ ( بين المللى ) ديروز سوءقصدى به گراهام « 1 » قونسول انگليس شد . نامبرده جراحت خفيفى برداشت ولى يك هندى كشته شد . البته آن كار من بود ، چون ترور تنها وسيله باقيمانده است . اقتباس از يك نامهء سر راه گرفته شده كه بدست سيلر « 2 » يك مأمور آلمانى نوشته شده بود . وضعيت ايران در شروع جنگ بزرگ دولت ايران در زمانى كه جنگ شروع شد در نهايت سكون و آرامش بود ، بطوريكه بايستى بيطرفى كامل خود را اعلام نموده و مانند ديگر دولتهاى بيطرف « از جنگ خارج مانده و فاتح را تشكيل دهد » . غالب اميران و خوانين « 3 » تصميم گرفتند كه تا حد امكان از طرفى و حتى از هردو طرف پول بگيرند . باستثناى معدودى بقيهء آنها احساسات موافق يا مخالفى نسبت به هيچيك از متحاربين نداشتند و هيچ در تحت نفوذ ميهنپرستى نبودند . درعينحال اشغال عملى قسمتهاى شمالى ايران توسط روسيه دشمنى تودهء مردم را برانگيخته بود و انگليسها از اتحاد و موافقت جنگى با قوهء شمالى متحمل صدمات زيادى شده ولى در ضمن از نام نيكى كه از رفتار روشن و منصفانه و نيز صداقت و درستى بدست آورده بودند و آن يگانه ميراث پربهاى آن در شرق است استفادهء زيادى بردند . شاه هم جوان بود . البته ميل داشت رفتارش
--> ( 1 ) - Grahame ( 2 ) - Seiler ( 3 ) - بايستى مراد رؤساى عشائر باشند . ( مترجم )